سوزن ژیگلور اسب سفیدم - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:16
امروز سوزن ژیگلور اسب سفید رو عوض کردم... خراب شده بود و پاشش بنزین بیشتر از حد مجاز بود، همین باعث شده بود هم مصرف ماشین بالاتر بره و هم دود بیشتری تولید کنه! منم چون دغدغه محیط زیست و هوای پاک رو دارم و سلامتی همشهریای عزیزم خیلی خیلی برام مهمه در یک اقدام مسئولانه و انسان دوستانه با هزینه کرد 3 م...
مَرد..... - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:16
اصلا نمیخوام بدونم تبعه کدوم کشوری از هر کشوری هستی مهم نیست هر کجا به دنیا اومدی...اصلا برام مهم نیست فقط فدای اون احساس مردونگی ات فدای غریبیت، تنهاییت، بی کسیت فدای اون صبر و تحملت و فدای اون امیدت به زندگی فدای اون اعتماد به نفس و ایستادن سروگونه ات روی پاهای کوچیکت که مردی رو تا تهش رفتی و در ی...
فرشاد - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:16
دیروز یکیو دیدم کپی فرشاد مو نمیزد با فرشاد، خواستم جلو برم و مثل همیشه با هم خوش و بش کنیم ولی یادم افتاد فرشاد که دو سال پیش بخاطر بیماری سرطان فوت کرد! دلم برای لبخنداش و قریحه طنزی که داشت تنگ شد! ما دو تا بهم میرسیدیم اینقدر با هم شوخی میکردیم که خسته میشیدیم.. پسر خوبی بود..بچه اصفهان بود....و...
خیابون مال نیسانه! - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:16
رفتم بیرون کارای باقیمونده آخر سال رو انجام بدم یه نیسان آبی وسط خیابون نگه داشته داره بار میوه خالی میکنه یکی در اومده بهش میگه داداش اینجا وسط خیابون نگه داشتیا مبگه: بیخیال داداش..خیابون مال نیسانه!! خخ
کاش یکی بود... - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:16
من نمبدونم چرا برخی از فلاسفه و متفکرین معاصر، پشت کامیون قرمز رنگ میشینن؟ علاقه به پایه یک و رانندگی میتونه تنها دلیل کار این فلاسفه معاصر باشه عکسها رو تماشا کنید خودتون قضاوت کنید: عکس اول - عکس واضحتر اگر خوانا نیست،بفرمایید جمله اشونو بنویسم اینجا..منکه میگم باید چندین صفحه از روش سرمشق بنویسیم...
شرح حال برجانه.... - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
احسان هستم..از اعماق تنگ ولی روشن یک آزمایشگاه تحقیقاتی با شما سخن میگویم.. بر سنگفرش مقاله ای علمی و سیزده صفحه ای، پیشانیِ اندیشه میسایم.. و هر از گاهی نبشته ای بر تارک دفترچه ام مینوازم تا باشد دکتر ام اچ کا، استاذ راهبر من، از من خشنود گردد و من در هنگامه برجِ قمر در عقرب، شرح حالِ برجانه(ماهانه...
گروه سُنّی! - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
یه پیِس خیلی خیلی مهم از کتاب پر رمز و راز زندگی من(داش احسان رو عرض میکنم..معرف حضورتون که هست یا هستم)، دروان نوجوانی بنده هست و در اون دروان سالهایی است که من با "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" آشنا شدم و از ثمرات اون کانون بهره مند شدم...هر چند آثارش کم و بیش در زندگیم مشاهده میشه و هر از گ...
اصالت بهتـر است یا تربیت خانوادگی ؟ - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر ا...
خانوم طوطی.. - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
دانشگاهمون دو تا خانوم طوطی داره به رنگ سبز مغز پسته ای..خیلی مامان! از زمانی که کلاس پردازش تصویر میرفتم اونا رو بخاطر میارم که پشت پنجره کلاس میومدن و منو دید میزدن!....هنوزم هستن همینجوری هم ولن تو دانشگاه! امروز که میومدم آزمایشگاه یکیشون داشت روی درخت در دستگاه همایون آواز میخوند..... همینا فعل...
پنج و دو دهم - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
دیشب نمیدونم چرا ملت اینقدر بی جنبه بازی درآوردن؟! یا از خونه رفتن بیرون با همسایه ها شون برای اولین بار آشنا شدن یا رفتن دور دور به اندازه دوبرابر یک روز کامل بنزین مصرف کردن بعضیا هم بخاطر وای فای نتونستن از خونه بزنن بیرون من که همون زلزله 5.2 ریشتر که اومد لحافو کشیدم سرم خوابیدم! میگم بد نباشه ...
خوشبحال اینا - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
کمتر کسیو دیدم مثل این کارگرای ساختمونی آرامش کافی داشته باشه و به خواب نیمروزی بره.. بعضیا چقدر راحتن....اتفاقا خیلی هم خوبه بنظرم...خوشبحالشون
سنسور اکسیژن - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
خیلی وقتها اصلا خسته نیستی ولی از خودت هم چندان راضی نیستی الان خورد خمیرم...یه داغون میگم یه داغون میخونی (میشنوی) ولی شکر خدا امروز از خودم و کارم رضایت نسبی دارم درسته نرسیدم امروز برم آزمایشگاه دکتر ام اچ کا درسته جمعه امتحان زبان دارم و هنوز هیچ گلی نریختم به سرهمایونی خودم درسته الان که ساعت ش...
به جان هوشنگ من هیودی نیستم(2) - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
در راستای این پست گهربارم دوباره امشب یه خانومه زنگ زده میگه: الو... آقای هیودی؟ منم اینقدر امشب مگسی بودم با عصبانیت هر چه تمامتر جوابشو دادم.... بعد که قطع کردم دلم سوخت برای اون خانوم... با خودم گفتم این بدبخت چه گناهی کرده بود؟ یه شارلاتانی به اسم هیودی اینا رو گذاشته سر کار و شماره منو به اینا ...
بالاخره طلاقش دادم بره پی کارش! - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
بالاخره تصمیمو قطعی کردم... دیگه ازش دل کندم... مهرش حلال...جونش آزاد.... من دیگه براش وقت ندارم...واقعا وقت ندارم...... دیگه نمیخوامش...دیگه دوستش ندارم......دیگه باهاش حال نمیکنم حدود 11 ساله که با هم بودیم...تو سرما و تو گرما...تو سختی ها و خوشیها ولی دیگه میخوام تنها باشم..با کارم..با درسهام...م...
سی اُش زیاده! - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 15:05
اسب سفیدم حالش خوب نیست! نگام به تن بیمارش میفته اشک تو چشمام جمع میشه اسبم خسته اس....میفهی ؟خسته! امروز رفتم معاینه فنی میگن گاز سی ا ُ زیاد تولید میکنه!! میخواستم به کارشناس مربوطه بگم خودت گاز سی اُ زیاد تولید میکنی! این چه طرز صحبت کردن در مورد اسب سفیدمنه؟ رفتم تنظیم موتور میگن پیستون شماره سه...
نوشته های خیس من - تاریخ: 1396/6/16 ساعت: 11:46
نوشته های خیس من آخرین مطالب ثفرنامح گیلان(2) ثفرنامح گیلان(1) آآررااممشش.. بچه گربه های کارواش! وای...گلگیر اسب سفیدم.... تو برای او...او برای کی؟ سفر به سرزمین آق قویونلوها و قراقویونلوها بیستمرداد بهترین. ما خیلی خوبیم! مطالب پر بحث تر ماژیک وایت برد قابل توجه ورودی های 95 یا حلیم...میرســــلیم!!...