یادم باشد..
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 6:20
یادم باشد پستی نزنم که به کسی بربخورد... کامنتی ندهم که خاطری آشفته گردد و کامنتی را پاسخی ندهم که ذهنی مکدّر شود.... قضاوتی نکنم از کامنتهای شسته نشسته و عجله ای نکنم برای رنگ آمیزی نوشته ای از کاربر
پشتکار
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 6:20
پشتکارشون مثال زدنیه متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال
نهنـــــــــــــــــد
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 6:20
خیلی وقت بود در منوی احسانخسرو مطلبی ننوشته بودم...چند وقتیه که میخوام این پست رو بزنم ولی هر بار تنبلی ام شدم..راستی یادم باشه تو منوی جوجو داکتر هم یه مطلب باید بزنم برای ایامی که میخواستم تحصیلاتمو
کلونیِِ دانشجویانِ من!
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 2:50
من هیچ وقت خودمو جای یه استاد تمامِ جاافتاده موی سپیدِ محاسن سفید جا نزدمو و جا نمیزنم! تدریس در دانشگاه مراتبی داره که از مربیِ یه لّا قبا شروع میشه و تا استاد تمامی ادامه داره البته با فرض هیئت علمی
خانمه که ماسکیما داره؛
-
تاریخ: 1397/10/5 ساعت: 10:01
یه همساده داریم ماسکیما و داره{تا الان باید اخلاق من دستتون اومده باشه که من آدما رو تو عالم واقعیت از رو ماشینشون میشناسم! اگر طرف ماشینشو عوض کنه و یکی دیگه بخره قطعا گمش میکنم و دیگه نمیشناسمش!} نمی
سرای دهقانی
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
در فضیلت قناعت: حکایت ۲۰- گلستان سعدی(منبع) یکی از ملوک با تنی چند از خاصان در شکارگاهی بزمستان از عمارت دور افتاد. شب در آمد. خانه دهقانی و دیدند. ملک گفت: شب آنجا رویم تا زحمت سرما نباشد. یکی از و
مهدخت فریبای پریوش تو کجایی؟
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
خجالتم نمیکشن!!، با یه آهنگ درجا دنبال سه نفر میگردن! ما تو یکیش موندیم! با وجودی که در دهکده جهانی بر بستر وب و در قالب وبلاگ این همه الکساندرا الکساندرا گفتیم نمیتونیم پیداش کنیم!
کلاسِ آخر
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
امروز نمیدونم کلاس آخرم چرا اونجوری شد؟!!! بنا شد دیگه برای کلاس ورودی بگیریم...چون به دانشجوها گفتم خیلی تو کلاس من بهتون خوش میگذره انگاری! دانشجوها گفتند: خییییلی یکی پیشنهاد داد استندآپ کمدی هم بذ
خانمها رو دست کم نگیرید!
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
ایشون مجتبی شفیعی باید باشن گمونم:) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
طره ی هندو
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
به چشمان آبیِ استاد راهنمای ارجمندم! (تا حالا دقت نکرده بودم امروز از نزدیک استاد راهنمامو دیدمِ، چقدر از کارم تعریف کرد، آخرش هم کلی اصرار که حتما یه بیسکوپیت از رو میزش بردارم...همونجا دقت کردم دیدم
فرمول زندگی-۳
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
هیچ مصیبتی بالاتر از این نیست که لب تابت جلوت باشه..یه دستت به کی برد لب تاب و یه دستت لیوان چایی داغ! بعد حواست u200dپرت شه و لیوان چاییت کج بشه و برای اینکه چایی رو لب تابت نریزه.....بقیه اشم لازمه بگم؟؟؟!!
مای آرت
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
حدس اولیه ام اینه که شماها در نگاه اول، نتونید به ارزش هنری این عکس پی ببرید:(لازم به ذکره که این عکس از دریچه دوربین فوتوگرافر معروف یعنی داداشتون! در معرض دید جهانیان قرار گرفته)
هیات ممقوت
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
باب پنجم - در عشق و جوانی: حکایت ۱۳(منبع) طوطیی را با زاغی در قفس کردند. طوطی از قبح مشاهده او مجاهده میبرد و میگفت: این چه طلعت مکروهست و هیأت ممقوت و و منظر ملعون و شمایل ناموزون؟ یا غراب البین یا ل
یادم باشد....
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
یادم و باشد و حرفی نزنم که به کسی برنخورد.....(یادش بخیر ناصر عبداللهی اول یکی از ترک هاش این دکلمه زیبا بود، به دل من که خیلی نشست. روحش شاد....عنوان این u200dپست دقیقا از همون دکلمه اقتباس شده) اما یادم ب
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 20:44
عزت نفس
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 1:47
❣️ وقتی "عزت نفس" داری کینه نمیورزی، همه را به یک اندازه دوست داری، خجالت نمیکشی، خود را باور داری، خشمگین نمیشوی، و همیشه مهربان هستی... "انسان صاحب عزت نفس" حرص نمیخورد، همه چیز را کافی میداند،
آدمی که فلسفه خونده باشه..
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 1:47
آیا ما ایرانیها آدمهای با ادبی هستیم؟
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 1:47
البته خود من هم از سوال و جواب در مورد این موضوع کلیشه ای طفره میرم.. متر و معیار هر کسی هم متفاوته ولی این موضوع میتونه خیلی دقیق تر توسط جامعه شناسان مورد بررسی قرار بگیره ولی با یه حساب دو دوتا چ
من و دانشجوهام (قسمت n ام!)
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 1:47
دیگه واقعا نمیدونم چرا اینقدر در مورد دانشجوهام, مینویسم براتون؟ و دقیقا نمیدونم چند تا پست دیگه در مورد دانشجوهام, تو این وبلاگ میرم براتون؟ کلاسام خیلی خواهان پیدا کرده! اصلا دانشجوها لحظه شماری میکنن
دیوار به دیوار...
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 1:47
عیدتون مبارک باشه دیشب تو آسانسور با همسایه دیوار,, به دیوار,, ( دلم همدم من باش شریک غم من باش که هم پنجره باشیم.....)مون در حال صعود به قله های کوهستان مسکونی(طبقات بالاتر برجمون) بودیم...آقا و خانم همس