برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
هر سال به خودم می سپرم که زیباترین ماه سال رو از دست ندم و لحظه لحظه ماه اردیبعشق یا اردیبهشت رو با رفتن به طبیعت و گشت و گذار درک کنم، ولی تعطیلات عید که تموم میشه، نمیدونم چی میشه که خروار خروار کار میریزه سر آدم و مرحله اول عملی کردن قول و قرارهاییی که اول سال با خودم گذاشتم، میاد دست و پای آدم رو طناب پیچ میکنه؛ البته امسال که شکر خدا نعمت فراون بود و خیلی از روزهای اردیبهشت بارندگی بود، ولی بنظرم هر چند فرصت نکردم خیلی از طبیعت استفاده کنم و مثلا پارکی برم یا شمال برم، ولی خوشحالم که گرچه ما نرفتیم شمال ولی شمال اومده پیش ما، دیروز یه کاری داشتم سمت شمال تهران، یه لحظه خیال کردم تو کلاردشت و بابلسرم!..اینقدر هوا خوب بود... خیلی دوست دارم که برنامه کوهنوردیمو تو این روزها از سر بگیرم....کوهنوردی نه به این معنی که تیشه بگیرم دستم و از کوههای صعب العبور مثل بزکوهی برم بالا، نه همین که تو کوه های اطراف تهران پیاده روی کنم برام لذت بخشه و روحم رو جلا میده...خلاصه قدر اریبهشت رو بیشتر باید بدونم و امیدوارم روزهای آینده این ماه عزیز!:) رو از دست ندم:)
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
همونطور که دیروز در این پست به سمع و نظر شما رسید، دیروز هدایای آنجل عزیز رو تقدیم کردم خدمتشون...
هدایای من شامل سه پارت بود، یک پارت مهم از این سه پارت یه دسته گل بود که از دیروز فکر منو خیلی مشغول کرده!
قبل تر هم شنیده بودم که اگر از کسی متنفری بهش گل زرد هدیه بده!، ولی دیروز علیرغم اینکه این موضوع یادم بود ولی گفتم ترکیبی با رز قرمز اشکالی نداره ایشالا:)
دیروز گلفروش قیت گل ها رو که گفت وسوسه شدم یه زنبق هم بخرم..راستش خوشم اومد از رنگش و خیلی هم ارزون بود..حالا خوب یه شاخه کاکتوس نخریدم اضافه کنم:)
بنابراین یه زنبق هم به پکیج دسته گلمون اضافه شد، کلا پکیج دسته گلی که برای آنجل عزیز خریدم تشکیل شد از :
1- یک شاخه گل مریم
2- یک شاخه رز قرمز
3- یک شاخه رز زرد
4- یک شاخه زنبق
دیروز به یکی گفتم اینا رو، گفت نباید رز زرد و زنبق میگرفتی! گفتم پس چرا گلفروش اینا رو میاره؟ گفت خب هر گلی برای یه جا مناسبه، گفت حالا که گذشته و خوبه که تو رز قرمز هم خریدی..
از دیروز خیلی فکر مو مشغول کرده! آخه این چه کاری بود من چرا رز زرد و رنبق خریدم؟ این چرا کردم چرا دادم پیام؟!عسلن همه رو قرمز میخریدم خب، البته اونی که دیروز باهاش مشورت کردم گفت همش قرمز هم برای عشقولانه است و تو روز استاد راهنما این گل رو بردی بنابراین اشکال زیادی نداره!
خدائیش دیگه گیج شدم!...چرا اینا رو تو کتابای رشته ما ننوشته بودن؟ !!!! :) کارشناس گل نداریم اینجا؟ من چی باید می خریدم؟ آیا گل هایی که خریدم اشتباه بوده؟ اصلا 2 تا آفتابگردون بزرگ میخریدم یا یه گلدون شمعدونی یا سه شاخه خرزله چی؟:) خدائیش اینجا چرا اینقدر ساکته؟ چرا هیچی نمی گید شما؟:)
راستی تا یادم نرفته اینم عکس گل عتی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
به دست خود که کند با خود این که من کردم ؟ کهای توبه ام آخر ز احمقی تا کی؟
چه نسبت است که من می کنم به روی و لبت ....انار دانه گل سرخ و ارغوان یاقوت
کهای لعل تو باشد اگر ز بهر ردیف....زمان زمان بنشانم یگان یگان یاقوت
کها= خجالت و شرمندگی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
دیروز از دستم در رفت و گذشت....دیگه نباید تکرار بشه...
مثل سرمربی تیمهای بزرگ و حرفه ای که میگن ما حرفمونو تو زمین چمن میزنیم، منم باید حرفامو تو میدون عمل بزنم...
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی
برچسب:
نویسنده: ستایش ایمانی